أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
729
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
كسانى كه لازم است تا بلاد را در اختيار گرفته و به ادارهء آن بپردازند ، گفتگو كرده است . انتظار از مولاى ما آن است كه جهت آرامش اوضاع با احترام اين بلاد را ترك كند . زمانى كه اين تلگراف به حسين رسيد ، وى در پاسخ ، تلگراف بعدى را فرستاد و نسخهاى از آن را براى هيئت موجود در جده ارسال كرد : با امتنان و تشكر ، اين تمايل اصلى ماست كه از ابتداى نهضت به آن تصريح مىكردم و نيز تا اين تاريخ كه باز آن را پذيرفتهام . من با اين كار با كمال رضايت موافق هستم ، اما در صورتى كه شما كسى جز على را براى اين كار تعيين كنيد . من به سرعت و رضايت منتظر هستم ؛ چرا كه من هيچ هدفى جز راحتى اين بلاد و ساكنان آن و تحقق آنچه كه سعادت اين بلاد در گرو آن است ندارم . زمانى كه حسين خطابهاى را كه براى بيعت خوانده شده بود ، مطالعه كرد و ديد كه در آن از لزوم قانون اساسى و مجلس نيابى منتخب سخن رفته ، اين نامه را براى قائممقام جده ارسال كرد : من آنچه را كه قاضى القضاة و نايب رئيس وكلا طى تلگراف صادر ، در پنجم ربيع الاول 1343 ، و نامهء شمارهء 4 را از قائممقام قصر عالى خواندم ؛ متنى كه متضمن آن بود كه اجتماع جده به تمايل من براى كنارهگيرى از روى مصلحت اشاره كرده است ، نكتهاى كه من در جريان كنارهگيرى به خاطر تمايل اهالى به اجراى آن تصريح كردم ، و از ابتداى نهضت هم تاكنون با كمال آرامش و سعه صدر اعلام نمودم . خواسته و هدف من ، آسايش اين بلاد و رفاه و خوشبختى آن با داشتن استقلال تمام است ، براى من مهم نيست كه چه كسى رياست آنرا دارد ؛ حال اين رياست به فرزند من واگذار شده ، مشروط به آن كه محدودهء آن تنها حجاز باشد ، و اين كه حكومت او مشروطه باشد ، اشكالى كه دارد اين است كه نهضت ما اولًا بر پايهء استقلال بلاد عربى بود كه حدود آن مشخص شده بود . ثانياً قرار بود بر اساس كتاب خدا و سنّت رسول صلى الله عليه و آله عمل شود . اكنون محدود كردن سلطهء حجاز ، گفتگوهاى مهمى است كه اهميت خاص خود را در ارتباط با مسألهء مربوط به استقلال بلاد عربى دارد ؛ و اگر در اين محدود كردن چيزى نبود جز آن كه سعودىها در پى تصرف حائل مركز حكومت آل رشيد و جوف مركز حكومت